توبه به عنوان عامل اساسى در پالايش درون انسان و اصلاح اخلاق او كه ضامن سعادت انسان است، جلوه خاصى در سخنان حكيمانه حضرت اميرالمؤمنين على(ع) دارد كه به نمونههايى از آن اشاره مىشود.
1 - «هيچ شفاعت كنندهاى مفيدتر از توبه نيست». (1)
2 - «آن را كه توبه روزى كردند، از قبول گرديدن محروم نباشد» (2) .
3 - « در دنيا خيرى نبود جز دو كس را: يكى آن كه گناهى ورزيد و به توبه آن گناهان را در رسيد و ديگر آن كه در كارهاى نيكو شتابيد». (3)
4 - «خداوند در توبه را به روى بنده نمىگشايد و در آمرزش را بر وى ببندد». (4)
و در مورد توبه كامل و معناى حقيقى استغفار مىفرمايد
«استغفار درجه بلند رتبگان است و شش معنى براى آن است:
نخست: پشيمانى بر آنچه گذشت، دوم: عزم بر ترك بازگشت
پىنوشتها:
(1)نهج البلاغه، قصار الحكم 371
(2)همان، 135
(3)همان، 94
(4)همان، 435
1 - بر نفس خود بخيل باش و زمام آن را در آنچه برايت روانيست رها مگردان كه بخل ورزيدن بر نفس داد آن را دادن است در آنچه دوست دارد يا ناخوش مىانگارد.(1)
2 - مؤمن ... سينه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر.(2)
3 - پس حساب نفس خود را براى خود گير كه ديگران را حسابرسى است.(3)
4 - آن كه حساب نفس خود كرد سود برد و آن كه از آن غافل گرديد زيان ديد(4)
5 - بر خواهش نفست غلبه كن حكمت الهى برايت كامل مىشود.(5)
6 - با كندن ريشه بدى از سينهات آن را از سينه ديگرى بر كن.(6)
7 - راه راست را از عقل جوى و هواى نفس را مخالفت كن تا پيروز گردى.(7)
8 - آنگه از خود خوشنود بود ناخشنودان او بسيار شود. كلمات قصار - 6
9 - خداى بيامرزد مردى را كه با لجام طاعت و تقوى خويش نفس را مهار كند و لجام زند و با زمام خود را بسوى فرمانبردارى خدا بكشاند»(8)
10 - «به نفس خدمت كردن او را از لذت و سرمايههاى (شهوانى) بازداشتن و به كسب علوم و حكمتها وادارش كردن و به عبارت و طاعتها بكوشش داشتن است، و رستگارى نفس در اين است».(9)
11 - پيكر و تن را خدمت كردن باو دادن است آنچه را كه مىخواهد از لذات و شهوتها و سرمايهها و هلاك نفس در اين كار است»(10)
پىنوشتها:
1)صفحه 326 - نهج البلاغه شهيدى)
2)كلمات قصار 333 - ص 421)
3)خطبه 223 - 16
4)كلمات قصار 208
5)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 49
6)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 70
7)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 87
8)غرر الحكم ج 1 فصل سى و سوم، ح 15
9)همان - فصل 31 - ح 61
10)همان ح 60
حضرت علی (علیه السلام):
از آن بر حذر باش که خداوند تو را نزد معصیتهایش حاضر ببیند و نزد طاعات غائب که از زیانکاران خواهی بود اگر (قرار است) قدرتمند باشی بر اطاعت خداوند قوی باش و اگر بنا است ضعیف و ناتوان باشی در برابر معصیت پروردگار ضعیف و ناتوان باش.
يا علي مدد
حضرت علی (علیه السلام):
براي دلها سه حال است: اشتياق، ميل، و نفرت. آنگاه كه آنان را مشتاق و مايل يافتيد فكر و فرهنگ را وارد كنيد، كه چشم دل با خنجر اكراه و اجبار كور شود
حضرت علی (علیه السلام):
بردباري پوششي است فراگير، و عقل شمشيري است بُرنده پس كاستيهاي اخلاقت را با بردباريت بپوشان، و به ياري عقلت با هوسهايت بستيز
حضرت علی (علیه السلام):
دلها نيز چونان بدنها ميميرند، پس براي زنده ماندنشان سخنان حكمت آميز و نغز جستجو كنيد.
ذكر از ديدگاه واژه شناسان عبارت از ياد كردن و به ياد آوردن است.اين ياد كردن و يادآوري ممكن است به راه و روشهاي مختلفي صورت گيرد. بي ترديد چيزي كه بايد در ياد باشد و ذكر او صورت پذيرد، از تقدس و ارزشي برخوردار است كه يادكننده گاه نام او را بر زبان جاري مي كند و گاه در ذهنش به او فكر كرده و همواره به ياد او مي افتد و زماني ديگر نام و ياد او را در عملش جلوه گر مي سازد.
اصولا مي توان ذكر را به 3 دسته تقسيم كرد:ذكر زباني، ذكر ذهني و ذكر عملي . ذكر زباني ، عبارت و وردي است كه بر زبان جاري شده و اشاره به يكي از صفات و اسما الهي و حمد و ثناي حضرت حق دلالت داشته و البته از سوي اولياي الهي گفتن آنها سفارش شده است. در وصف ذكر گويان زباني از امام علي (ع) چنين روايت شده است:زبان شخص نيكوكار،شيفته مداومت بر ذكر خدا است.
و اما ذكر ذهني عبارت است از اين كه شخص در خاطر خود به ياد خدا باشد و ياد او را در ذهنش آورده ، آن را تكرار نمايد تا اين كه ياد خدا ، مهمان هميشگي ذهن او گردد.براي نمونه در حديثي از پيامبر اكرم(ص) از قول خداوند آمده است: هيچ بنده اي درون خود من را ياد نكند مگر آنكه او را در ميان جمعي از فرشتگانم ياد ميكنم.البه در توصيف اين گروه از امام علي(ع) روايت شده است:هر كه دل خويش را با ياد پيوسته خدا آباد كند، در نهان و آشكار نيك كردار شود.
بالاخره ذكر عملي، ذكر و يادي از حق تعالي است كه در عمل آدمي بروز و ظهور پيدا كند. در كلامي از امام صادق (عليه السلام) آمده است: منظور من از ياد خدا،گفتن، سبحان الله،الحمدالله،لااله الاالله و الله اكبر نيست،گرچه اينها هم ذكر است،بلكه به ياد خدا بودن در هتگام روبه رو شدن با طاعت يا معصيت خداست.
در اين روايات ياد خداوند در طاعت او به معناي فرمانبري و عملي كردن خواسته هاي پروردگار جهانيان، و ياد او در هنگام معصيت پرهيز از گناه و نا فرماني ذات احديت است، چنان كه امام علي (ع)مي فرمايد:ياد خدا در هنگام روبه رو شدن با حرامها اين است كه تو را از ارتكاب حرام باز دارد.
آخرين سخن اينكه امام باقر(ع) با تاكيد بر ضرورت ذكر عملي مي فرمايد: همواره به ياد خدا بودن به اين معنااست كه آدمي در هنگام رو به رو شدن با گناه تصميم به انجام آن خدا را يادآور شود، پس ياد خدا او را از آن گناه باز دارد.
معلّى بن خنيس قال : دخلت على الصادق جعفربن محمد، عليهالسلام، يوم النيروز فقال، عليهالسلام، أتعرف هذا اليوم؟ قلت: جعلت فداك، هذا يوم تعظمّه العجم و تتهادى فيه، فقال ابوعبدالله الصادق، عليهالسلام، والبيت العتيق الذى بمكّة ما هذا الّا لأمر قديم اُفسّره لك حتّى تفهمه . قلت: يا سيدى إن علم هذا من عندك اُحب الىّ من أن يعيش أمواتي و تموت اعدائى! فقال : يا معلّى! انّ يوم النيروز هواليوم الّذى أخذ اللّه فيه مواثيق العباد أن يعبدوه و لايشركوا به شيئاً و أن يؤمنوا برسله و حججه، و أن يؤمنوا بالائمه، عليهالسلام، و هو اول يوم طلعت فيهالشمس، و هبّت به الرياح، و خلقت فيه زهرة الارض، و هو اليوم الذّى استوت فيه سفينة نوح، عليهالسلام، علىالجودى، و هو اليوم الذّى أحيى اللّه فيه الذّين خرجوا من ديارهم و هم ألوف حذر الموت فقال لهم اللّه موتوا ثمّ أحياهم و هو اليوم الذى نزل فيه جبرئيل على النبى صلاللهعليهوآله و هو اليوم الذى حمل فيه رسول اللّه صلاللهعليهوآله اميرالمؤمنين على، عليهالسلام، منكبه حتى رمى أصنام قريش من فوق البيت الحرام فهشمها، و كذلك ابراهيم، عليهالسلام، و هو اليوم الذّى أمر النبى، صلاللهعليهوآله، اصحابه أن يبايعوا عليّاً، عليهالسلام، بأمرة المؤمنين، و هو الذّى وجّه النبى، صلاللهعليه، عليّاً الى وادى الجنّ يأخذ عليهم بالبيعة له، و هو اليوم الذى بويع لأميرالمؤمنين، عليهالسلام، فيه البيعة الثانيه، و هو اليوم الذى ظفر فيه بأهل النهروان و قتل ذالثديّة و هو اليوم الذّى يظهر فيه قائمنا و ولاة الامر و هو اليوم الذّى يظفر فيه قائمنابالدّجال فيصلبه على كناسة الكوفة، و ما من يوم نيروز إلاّ و نحن نتوقّع فيه الفرج، لانّه من ايامنا وايام شيعتنا حفئته العجم و ضيتموه انتم ...
معلى بن خنيس گويد: در روز نوروز بر امام صادق عليهالسلام وارد شدم، ايشان فرمودند كه آيا اين روز را مىشناسى؟
عرض كردم: فدايت گردم اين روز، روزى است كه غير عربها (ايرانيان) آن را گرامى داشته و به يكديگر هديه مىدهند.
امام صادق، عليهالسلام، فرمودند: قسم به خانه عتيقى كه در مكه هست، اين (تعظيم و هديه دادن) ريشه طولانى و قديمى دارد و براى تو آن را توضيح مىدهم تا از آن مطلع شوى.
گفتم: اى آقاى من چنانچه اين مطلب را از تو بياموزم براى من بهتر از زنده شدن مردگانم و مردن دشمنان من است.
حضرت فرمود:
- اى معلى! نوروز، روزى است كه خداوند در آن از بندگان خويش ميثاق گرفت كه جز او را عبادت و پرستش نكرده و به او شرك نورزند و به فرستادگان و پيامبرانش و نيز ائمه هدى ايمان بياورند.
- نوروز اولين روزى است كه خورشيد در آن طلوع كرد و باد در آن وزيدن گرفت و در آن روز درخشندگى زمين خلق شد.
- نوروز روزى است كه كشتى نوح بر كوه جودى كناره گرفت.
- نوروز روزى است كه افرادى كه از خانههاى خود خارج شده و به آزمايش الهى از دنيا رفتند، مجدداً به دنيا بازگشتند.
- در اين نوروز است كه جبرئيل بر پيامبر اكرم، صلاللهعليهوآله، نازل شد
- و درست در همين روز است كه پيامبر اسلام، حضرت على را بر شانه خود گذاشت تا او بتهاى قريش را از بيت الحرام پايين كشيد و آنها را درهم شكست.
- نوروز روزى است كه پيامبر به اصحابش دستور داد تا در مورد خلافت و ولايت مؤمنان با حضرت على عليهالسلام بيعت كنند
- و در همين نوروز بود كه پيامبر، صل الله عليه وآله و على، عليه السلام، را به سوى جنيان فرستاد براى او از آنان بيعت بگيرد.
- نوروز روزى است كه براى حضرت على بيعت مجدّد گرفته شد
- و نوروز روزى است كه حضرت على، عليهالسلام، بر اهل نهروان پيروز شد و ذوالثديه را كشت
- و نوروز روزى است كه قائم ما در آن روز ظاهر مىگردد
- و بالاخره نوروز روزى است كه قائم ما در اين روز بر دجّال پيروز مىشود و او را بر زبالهدان كوفه آويزان مىكند
-و هيچ نوروزى نيست مگر آنكه ما در آن روز توقّع ظهور حضرت حجت، عجلاللهتعالىفرجهالشريف، را داريم چرا كه اين روز، از روزهاى ما و شيعيان ما است كه عجم (ايرانيان) آنرا گرامى دشته ولى شما آنرا ضايع نموديد ...
آنگونه كه از حديث فوق به دست آمد، روز نوروز پيوند عميقى با مسأله ولايت و رهبرى مسلمانان دارد، از اين روى شايسته است كه عيد نوروز را جشن ولايت دانسته و پيوسته در آن به ياد ظهور منجى عالم بشريت حضرت امام زمان، عجلاللهتعالىفرجهالشريف، باشيم.
.jpg)
بر گرفته از کتاب طوبی محبت ج۳(مجموعه سخنان عارف بزرگ مرحوم حاج محمد اسما عیل دولابی
رحمه الله علیه )
خداوندا به حق ولیت وبحق اسماء وصفاتت به ما ادب حضور بیاموز وما را تربیت کن

