تبليغاتX
غافله سالار عشق


 

توبه به عنوان عامل اساسى در پالايش درون انسان و اصلاح اخلاق او كه ضامن سعادت انسان است، جلوه خاصى در سخنان حكيمانه حضرت اميرالمؤمنين على(ع) دارد كه به نمونه‏هايى از آن اشاره مى‏شود.

1 - «هيچ شفاعت كننده‏اى مفيدتر از توبه نيست‏». (1)

2 - «آن را كه توبه روزى كردند، از قبول گرديدن محروم نباشد» (2) .

3 - « در دنيا خيرى نبود جز دو كس را: يكى آن كه گناهى ورزيد و به توبه آن گناهان را در رسيد و ديگر آن كه در كارهاى نيكو شتابيد». (3)

4 - «خداوند در توبه را به روى بنده نمى‏گشايد و در آمرزش را بر وى ببندد». (4)

و در مورد توبه كامل و معناى حقيقى استغفار مى‏فرمايد

«استغفار درجه بلند رتبگان است و شش معنى براى آن است:

نخست: پشيمانى بر آنچه گذشت، دوم: عزم بر ترك بازگشت

پى‏نوشتها:

(1)نهج البلاغه، قصار الحكم 371

(2)همان، 135

(3)همان، 94

(4)همان، 435

نهج البلاغه

دكتر سيد جعفر شهيدى

نوشته شده توسط غریبه اشنا در ساعت 22:12 | لینک  | 


 

1 - بر نفس خود بخيل باش و زمام آن را در آنچه برايت روانيست رها مگردان كه بخل ورزيدن بر نفس داد آن را دادن است در آنچه دوست دارد يا ناخوش مى‏انگارد.(1)

2 - مؤمن ... سينه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر.(2)

3 - پس حساب نفس خود را براى خود گير كه ديگران را حسابرسى است.(3)

4 - آن كه حساب نفس خود كرد سود برد و آن كه از آن غافل گرديد زيان ديد(4)

5 - بر خواهش نفست غلبه كن حكمت الهى برايت كامل مى‏شود.(5)

6 - با كندن ريشه بدى از سينه‏ات آن را از سينه ديگرى بر كن.(6)

7 - راه راست را از عقل جوى و هواى نفس را مخالفت كن تا پيروز گردى.(7)

8 - آنگه از خود خوشنود بود ناخشنودان او بسيار شود. كلمات قصار - 6

9 - خداى بيامرزد مردى را كه با لجام طاعت و تقوى خويش نفس را مهار كند و لجام زند و با زمام خود را بسوى فرمانبردارى خدا بكشاند»(8)

10 - «به نفس خدمت كردن او را از لذت و سرمايه‏هاى (شهوانى) بازداشتن و به كسب علوم و حكمتها وادارش كردن و به عبارت و طاعتها بكوشش داشتن است، و رستگارى نفس در اين است‏».(9)

11 - پيكر و تن را خدمت كردن باو دادن است آنچه را كه مى‏خواهد از لذات و شهوتها و سرمايه‏ها و هلاك نفس در اين كار است‏»(10)

پى‏نوشتها:

1)صفحه 326 - نهج البلاغه شهيدى)

2)كلمات قصار 333 - ص 421)

3)خطبه 223 - 16

4)كلمات قصار 208

5)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 49

6)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 70

7)غرر الحكم ج 1 فصل دوم ح 87

8)غرر الحكم ج 1 فصل سى و سوم، ح 15

9)همان - فصل 31 - ح 61

10)همان ح 60

نوشته شده توسط غریبه اشنا در ساعت 22:3 | لینک  | 

حضرت علی (علیه السلام):

از آن بر حذر باش که خداوند تو را نزد معصیتهایش حاضر ببیند و نزد طاعات غائب که از زیانکاران خواهی بود اگر (قرار است) قدرتمند باشی بر اطاعت خداوند قوی باش و اگر بنا است ضعیف و ناتوان باشی در برابر معصیت پروردگار ضعیف و ناتوان باش.

يا علي مدد

نوشته شده توسط غریبه اشنا در ساعت 9:53 | لینک  | 

حضرت علی (علیه السلام):

براي دلها سه حال است: اشتياق، ميل، و نفرت. آنگاه كه آنان را مشتاق و مايل يافتيد فكر و فرهنگ را وارد كنيد، كه چشم دل با خنجر اكراه و اجبار كور شود

نوشته شده توسط غریبه اشنا در ساعت 9:50 | لینک  | 

حضرت علی (علیه السلام):

بردباري پوششي است فراگير، و عقل شمشيري است بُرنده پس كاستي‏هاي اخلاقت را با بردباريت بپوشان، و به ياري عقلت با هوسهايت بستيز

نوشته شده توسط غریبه اشنا در ساعت 9:49 | لینک  | 

حضرت علی (علیه السلام):

دلها نيز چونان بدنها مي‏ميرند، پس براي زنده ماندنشان سخنان حكمت آميز و نغز جستجو كنيد.

نوشته شده توسط غریبه اشنا در ساعت 9:47 | لینک  | 

 

ذكر از ديدگاه واژه شناسان عبارت از ياد كردن و به ياد آوردن است.اين ياد كردن و يادآوري ممكن است به راه و روشهاي مختلفي صورت گيرد. بي ترديد چيزي كه بايد در ياد باشد و ذكر او صورت پذيرد، از تقدس و ارزشي برخوردار است كه يادكننده گاه نام او را بر زبان جاري مي كند و گاه در ذهنش به او فكر كرده و همواره به ياد او مي افتد و زماني ديگر نام و ياد او را در عملش جلوه گر مي سازد.

اصولا مي توان ذكر را به 3 دسته تقسيم كرد:ذكر زباني، ذكر ذهني و ذكر عملي . ذكر زباني ، عبارت و وردي است كه بر زبان جاري شده و اشاره به يكي از صفات و اسما الهي و حمد و ثناي حضرت حق دلالت داشته و البته از سوي اولياي الهي گفتن آنها سفارش شده است. در وصف ذكر گويان زباني از امام علي (ع) چنين روايت شده است:زبان شخص نيكوكار،شيفته مداومت بر ذكر خدا است.

و اما ذكر ذهني عبارت است از اين كه شخص در خاطر خود به ياد خدا باشد و ياد او را در ذهنش آورده ، آن را تكرار نمايد تا اين كه ياد خدا ، مهمان هميشگي ذهن او گردد.براي نمونه در حديثي از پيامبر اكرم(ص) از قول خداوند آمده است: هيچ بنده اي درون خود من را ياد نكند مگر آنكه او را در ميان جمعي از فرشتگانم ياد ميكنم.البه در توصيف اين گروه از امام علي(ع) روايت شده است:هر كه دل خويش را با ياد پيوسته خدا آباد كند، در نهان و آشكار نيك كردار شود.

بالاخره ذكر عملي، ذكر و يادي از حق تعالي است كه در عمل آدمي بروز و ظهور پيدا كند. در كلامي از امام صادق (عليه السلام) آمده است: منظور من از ياد خدا،گفتن، سبحان الله،الحمدالله،لااله الاالله و الله اكبر نيست،گرچه اينها هم ذكر است،بلكه به ياد خدا بودن در هتگام روبه رو شدن با طاعت يا معصيت خداست.

در اين روايات ياد خداوند در طاعت او به معناي فرمانبري و عملي كردن خواسته هاي پروردگار جهانيان، و ياد او در هنگام معصيت پرهيز از گناه و نا فرماني ذات احديت است، چنان كه امام علي (ع)‌مي فرمايد:ياد خدا در هنگام روبه رو شدن با حرامها اين است كه تو را از ارتكاب حرام باز دارد.

آخرين سخن اينكه امام باقر(ع) با تاكيد بر ضرورت ذكر عملي مي فرمايد: همواره به ياد خدا بودن به اين معنااست كه آدمي در هنگام رو به رو شدن با گناه تصميم به انجام  آن خدا را يادآور شود، پس ياد خدا او را از آن گناه باز دارد.

نوشته شده توسط غریبه اشنا در ساعت 9:40 | لینک  | 

 

       معلّى بن خنيس از امام صادق (ع)، روايتى را نقل كرده كه در آن ضمن بزرگداشت نوروز، وقايع مختلف تاريخى بر نوروز منطبق شده است. متن روايت يادشده از اين قرار است:

       معلّى بن خنيس قال : دخلت على الصادق جعفربن محمد، عليه‏السلام، يوم النيروز فقال، عليه‏السلام، أتعرف هذا اليوم؟ قلت: جعلت فداك، هذا يوم تعظمّه العجم و تتهادى فيه، فقال ابوعبدالله الصادق، عليه‏السلام، والبيت العتيق الذى بمكّة ما هذا الّا لأمر قديم اُفسّره لك حتّى تفهمه . قلت: يا سيدى إن علم هذا من عندك اُحب الىّ من أن يعيش أمواتي و تموت اعدائى! فقال : يا معلّى! انّ يوم النيروز هواليوم الّذى أخذ اللّه فيه مواثيق العباد أن يعبدوه و لايشركوا به شيئاً و أن يؤمنوا برسله و حججه، و أن يؤمنوا بالائمه، عليه‏السلام، و هو اول يوم طلعت فيه‏الشمس، و هبّت به الرياح، و خلقت فيه زهرة الارض، و هو اليوم الذّى استوت فيه سفينة نوح، عليه‏السلام، على‏الجودى، و هو اليوم الذّى أحيى اللّه فيه الذّين خرجوا من ديارهم و هم ألوف حذر الموت فقال لهم اللّه موتوا ثمّ أحياهم و هو اليوم الذى نزل فيه جبرئيل على النبى صل‏الله‏عليه‏وآله و هو اليوم الذى حمل فيه رسول اللّه صل‏الله‏عليه‏وآله اميرالمؤمنين على، عليه‏السلام، منكبه حتى رمى أصنام قريش من فوق البيت الحرام فهشمها، و كذلك ابراهيم، عليه‏السلام، و هو اليوم الذّى أمر النبى، صل‏الله‏عليه‏وآله، اصحابه أن يبايعوا عليّاً، عليه‏السلام، بأمرة المؤمنين، و هو الذّى وجّه النبى، صل‏الله‏عليه، عليّاً الى وادى الجنّ يأخذ عليهم بالبيعة له، و هو اليوم الذى بويع لأميرالمؤمنين، عليه‏السلام، فيه البيعة الثانيه، و هو اليوم الذى ظفر فيه بأهل النهروان و قتل ذالثديّة و هو اليوم الذّى يظهر فيه قائمنا و ولاة الامر و هو اليوم الذّى يظفر فيه قائمنابالدّجال فيصلبه على كناسة الكوفة، و ما من يوم نيروز إلاّ و نحن نتوقّع فيه الفرج، لانّه من ايامنا وايام شيعتنا حفئته العجم و ضيتموه انتم ...

       معلى بن خنيس گويد: در روز نوروز بر امام صادق عليه‏السلام وارد شدم، ايشان فرمودند كه آيا اين روز را مى‏شناسى؟
       عرض كردم: فدايت گردم اين روز، روزى است كه غير عربها (ايرانيان) آن را گرامى داشته و به يكديگر هديه مى‏دهند.
       امام صادق، عليه‏السلام، فرمودند: قسم به خانه عتيقى كه در مكه هست، اين (تعظيم و هديه دادن) ريشه طولانى و قديمى دارد و براى تو آن را توضيح مى‏دهم تا از آن مطلع شوى.
       گفتم: اى آقاى من چنانچه اين مطلب را از تو بياموزم براى من بهتر از زنده شدن مردگانم و مردن دشمنان من است.
      حضرت فرمود:
- اى معلى! نوروز، روزى است كه خداوند در آن از بندگان خويش ميثاق گرفت كه جز او را عبادت و پرستش نكرده و به او شرك نورزند و به فرستادگان و پيامبرانش و نيز ائمه هدى ايمان بياورند.
- نوروز اولين روزى است كه خورشيد در آن طلوع كرد و باد در آن وزيدن گرفت و در آن روز درخشندگى زمين خلق شد.
- نوروز روزى است كه كشتى نوح بر كوه جودى كناره گرفت.
- نوروز روزى است كه افرادى كه از خانه‏هاى خود خارج شده و به آزمايش الهى از دنيا رفتند، مجدداً به دنيا بازگشتند.
- در اين نوروز است كه جبرئيل بر پيامبر اكرم، صل‏الله‏عليه‏وآله، نازل شد
- و درست در همين روز است كه پيامبر اسلام، حضرت على را بر شانه خود گذاشت تا او بتهاى قريش را از بيت الحرام پايين كشيد و آنها را درهم شكست.
- نوروز روزى است كه پيامبر به اصحابش دستور داد تا در مورد خلافت و ولايت مؤمنان با حضرت على عليه‏السلام بيعت كنند
- و در همين نوروز بود كه پيامبر، صل ‏الله ‏عليه ‏وآله و على، عليه ‏السلام، را به سوى جنيان فرستاد براى او از آنان بيعت بگيرد.
- نوروز روزى است كه براى حضرت على بيعت مجدّد گرفته شد
- و نوروز روزى است كه حضرت على، عليه‏السلام، بر اهل نهروان پيروز شد و ذوالثديه را كشت
- و نوروز روزى است كه قائم ما در آن روز ظاهر مى‏گردد
- و بالاخره نوروز روزى است كه قائم ما در اين روز بر دجّال پيروز مى‏شود و او را بر زباله‏دان كوفه آويزان مى‏كند
-و هيچ نوروزى نيست مگر آنكه ما در آن روز توقّع ظهور حضرت حجت، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف، را داريم چرا كه اين روز، از روزهاى ما و شيعيان ما است كه عجم (ايرانيان) آنرا گرامى دشته ولى شما آنرا ضايع نموديد ...

 آنگونه كه از حديث فوق به دست آمد، روز نوروز پيوند عميقى با مسأله ولايت و رهبرى مسلمانان دارد، از اين روى شايسته است كه عيد نوروز را جشن ولايت دانسته و پيوسته در آن به ياد ظهور منجى عالم بشريت حضرت امام زمان، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشريف، باشيم.

 

 

نوشته شده توسط غریبه اشنا در ساعت 9:15 | لینک  | 

نوشته شده توسط غریبه اشنا در ساعت 9:10 | لینک  | 

از حضرت امیر المومنین علیه السلام نقل شده است که هر جا بسم الله بگویندو صلوات بفرستند-یعنی بگویند بسم الله الرحمن الرحیم وصلی الله علی محمد وآل محمد - خداوند ملکی می فرستد که در آن مجلس غیبت نشود////

بر گرفته از کتاب طوبی محبت ج۳(مجموعه سخنان عارف بزرگ مرحوم حاج محمد اسما عیل دولابی

رحمه الله علیه )

خداوندا به حق ولیت وبحق اسماء وصفاتت  به ما ادب حضور بیاموز وما را تربیت کن

نوشته شده توسط غریبه اشنا در ساعت 21:52 | لینک  |